تبلیغات بنری
  غافلگیری خانم معلم در روز کرونایی معلم در ذهن خانم معلم همه‌چیز در کسری از ثانیه مرور می‌شود؛ یکی از مادرها قرار بوده برایش نذری ماه رمضان بیاورد. حالا اما به‌جای یک خانم با کاسه آش نذری، یک جمع گل‌به‌دست با محوریت بچه‌هایی که دلش برای دیدنشان لک زده ‌بود، روبه‌رویش ایستاده‌اند. زبانش از شدت هیجان بند آمده. صدای بچه‌ها که می‌گویند:«خانم! روزتون مبارک» رشته افکارش را پاره می‌کند و با یک دنیا شوق می‌گوید:«واااای…
این دو دانش آموز معلمشان را در روز معلم در منزلش غافلگیر کردند(+تصاویر)

 

غافلگیری خانم معلم در روز کرونایی معلم

در ذهن خانم معلم همه‌چیز در کسری از ثانیه مرور می‌شود؛ یکی از مادرها قرار بوده برایش نذری ماه رمضان بیاورد. حالا اما به‌جای یک خانم با کاسه آش نذری، یک جمع گل‌به‌دست با محوریت بچه‌هایی که دلش برای دیدنشان لک زده ‌بود، روبه‌رویش ایستاده‌اند. زبانش از شدت هیجان بند آمده. صدای بچه‌ها که می‌گویند:«خانم! روزتون مبارک» رشته افکارش را پاره می‌کند و با یک دنیا شوق می‌گوید:«واااای بچه‌ها! چقدر دلم براتون تنگ شده‌ بود».

 

غافلگیری خانم معلم در روز کرونایی معلم

گروه اجتماعی خبرگزاری فارس ـ مریم شریفی: وسط یکی دیگر از روزهای کشدار کرونایی، آن هم وقتی ابرهای «ابرو در هم کشیده» دست به دستش داده‌بودند، آنقدر که یکهو بغض آسمان برای حال ناخوش اهالی زمین ترکید، خانم معلم به تنها چیزی که فکر نمی‌کرد، جشن روز معلم بود. دوری دو ماهه از شاگردانش آنقدر غم روی غم در دلش تلنبار کرده ‌بود که شاید اصلاً یادش رفته‌بود تقویم امسال، اردیبهشت هم دارد؛ همان ماهی که دوازدهمین روزش به نام او و مهربانی‌های تمام‌نشدنی‌اش سند خورده. بچه‌های کلاس و مادرهایشان اما روزشماری می‌کردند برای رسیدن روز معلم سال تحصیلی خاصی که با آموزش آنلاین و از راه دور، تبدیل به تجربه جدیدی برای همه آنها شده و عیار تعهد و دغدغه‌مندی خانم معلم را جور دیگری نشانشان داده ‌بود.

 

اینطور بود که در یک حرکت خودجوش تصمیم گرفتند با رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی، جشن روز معلم را سرپایی و دم در خانه خانم معلم برگزار کنند تا نشان دهند به یاد او و قدردان زحماتش که در روزهایی کرونازده دوچندان هم شده، هستند. ما هم همراهشان شدیم و شاهد غافلگیری جذابی بودیم که برای «محدثه رزم‌خواه»، معلم پایه دوم دبستان قرآنی «آیات» ترتیب داده ‌بودند

 

وقتی آسمان برای جشن روز معلم، برف شادی می‌ریزد

 

در اصل قرار بوده 2، 3 نفر از بچه‌های کلاس و مادرهایشان - درحالی‌که مجهز به ماسک و دستکش هستند - به نمایندگی از دانش‌آموزان پایه دوم، با دسته‌گل و یک هدیه کوچک جلوی درِ منزل خانم معلم حاضر شوند و ضمن حفظ فاصله اجتماعی، با تبریک روز معلم، او را غافلگیر کنند. همه‌چیز طبق برنامه پیش می‌رود جز احوال آسمان. همین‌که جمعمان جلوی خانه خانم معلم در یکی از محله‌های مرکزی تهران جمع می‌شود، انگار گل از گل ابرهایی که تا همین چند دقیقه پیش اخم کرده ‌بودند، می‌شکفد و هلهله‌کنان می‌خواهند با ریختن برف شادی، در این جشن سرپایی سهیم شوند! القصه، در یک چشم بر هم زدن، چنان تگرگی می‌گیرد که ظرف 2، 3 دقیقه زمین پر از گلوله‌های سفید و حاضران جلوی در، سر تا پا، خیس می‌شوند. در خانه که باز می‌شود، بچه‌ها سبد گل را جلوی صورت خانم معلم می‌گیرند و زیر بارش باران، در حال‌وهوایی که بیشتر شبیه یک سکانس سینمایی شده، با هیجانی که حالا خیسِ آب است، یکصدا می‌گویند: خانم معلم! روزتون مبارک...

 

در ذهن «محدثه رزم‌خواه»، همه‌چیز در کسری از ثانیه مرور می‌شود؛ یکی از مادرها قرار بوده برایش نذری ماه رمضانی بیاورد. حالا اما به‌جای یک خانم با کاسه آش نذری، یک جمع گل‌به‌دست با محوریت بچه‌هایی که دلش برای دیدنشان لک زده‌بود، روبه‌رویش ایستاده‌اند. مات و مبهوت نگاهشان می‌کند. زبانش از شدت هیجان بند آمده. اما بارش باران انگار این فیلم پراحساس را روی دور تند زده‌ باشد، خانم معلم یک‌دفعه به خودش می‌آید و می‌گوید: «واااای بچه‌ها! سلام. چقدر دلم براتون تنگ شده‌بود.» و همین‌که دستش سبد گل خیس را لمس می‌کند، همان‌طور که پشت سر هم تشکر می‌کند، می‌گوید: «خواهش می‌کنم بفرمایید داخل...»

 

و اینطور می‌شود که اصرار خانم رزم‌خواه و سماجت باران بهاری، جشن سرپایی روز معلم را داخل خانه خانم معلم می‌کشاند.