1 ​ 2 شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

پایگاه تحلیلی و خبری واضح نیوز | News Agency vazehnews

شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

شعر نوحه مداحی محرم 1400,متن نوحه نوحه محرم1400,شعر نوشته مداحی محرم و صفر1400,اشعار محرم 1400,

شعر نوحه محرم 1400| شعر نوحه مخصوص مداحی برای محرم 1400 مجموعه شعر برای محرم1400 برای استفاده در عزاداری های ماه محرم و صفر 1400 و مصیبت امام حسین علیه السلام و یارانش مورد استفاده قرار بگیرید. نظر شما با را به این اشعار زیبای محرمی 1400 (برای نوحه ، هیات ، روضه و  عزاداری ها) جلب میکنم. امیدوارم از خواندن این اشعار زیبا و دل انگیز  از شهادت سالار شهیدان امام حسین علیه السلام در ماه محرم و صفر لذت ببرید.  اشعار نوحه مخصوص مداحی برای محرم 1400 شعر نوحه محرم 1400 مخصوص ماه محرم هنوزم…

تبلیغات بنری
شعر نوحه محرم 1400| شعر نوحه مخصوص مداحی برای محرم 1400 مجموعه شعر برای محرم1400 برای استفاده در عزاداری های ماه محرم و صفر 1400 و مصیبت امام حسین علیه السلام و یارانش مورد استفاده قرار بگیرید. نظر شما با را به این اشعار زیبای محرمی 1400 (برای نوحه ، هیات ، روضه و  عزاداری ها) جلب میکنم. امیدوارم از خواندن این اشعار زیبا و دل انگیز  از شهادت سالار شهیدان امام حسین علیه السلام در ماه محرم و صفر لذت ببرید.  اشعار نوحه مخصوص مداحی برای محرم 1400 شعر نوحه محرم 1400 مخصوص ماه محرم هنوزم…
شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

شعر نوحه محرم 1400| شعر نوحه مخصوص مداحی برای محرم 1400

مجموعه شعر برای محرم1400 برای استفاده در عزاداری های ماه محرم و صفر 1400 و مصیبت امام حسین علیه السلام و یارانش مورد استفاده قرار بگیرید. نظر شما با را به این اشعار زیبای محرمی 1400 (برای نوحه ، هیات ، روضه و  عزاداری ها) جلب میکنم. امیدوارم از خواندن این اشعار زیبا و دل انگیز  از شهادت سالار شهیدان امام حسین علیه السلام در ماه محرم و صفر لذت ببرید. 

شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

اشعار نوحه مخصوص مداحی برای محرم 1400

شعر نوحه محرم 1400 مخصوص ماه محرم هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته  دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفته قبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینم چشم دل من به گنبد طلاته دست رقیه رو سر زائراته حسین وااااای باز تو …

 

شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

 

شعر نوحه مخصوص ماه محرم 1400



هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفته

قبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینم

چشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااای

باز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه بارون

نرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتم

وقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت رو

هنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفته

زیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشه

دارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تو

لحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

 

شعر محرم 99

 



 عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

اگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

دریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکاران

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

سقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

    

 

شعر محرم 99

 

 

 

نوحه و مداحی مخصوص محرم 1400



آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شد

جان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شد

حرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شد

خواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شد

تیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد

پدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسد

خوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

 

 

شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

 

 

 

نوحه و مداحی مخصوص محرم  1400

 

با لب عطشان، خسته در میدان
هزار و یک غم داری
رأس تو بر نی، میکند ره طی
زگیسو پرچم داری
تویی تویی، ذکر لب جن و ملک
ثمره ی باغ فدک
یا لیتناکنامعک
حسین من آقام آقام آقام حسین من

دارد از ایمان، باغ دلهامان، شکوفه های احساس
میرویم هرشب، با دل زینب، کنار کف العباس
ضریح تو، از باغ گل زیباتره
از عاشقا دل میبره
مهد دعای اصغره
حسین حسین حسین
عباس من آقام آقام آقام عباس من

درمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری
از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری
دلم میخواد، به کربلایتو برم
بیام کنار اون حرم
تو سرداب تو جون بدم
اباالفضل، اباالفضل…

تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی
چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی
برادرم در خاک و خون نشسته ای
پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای
حسین من آقام آقام آقام حسین من

از مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید
مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب
به کربلا می آید
منم منم، فدایی سپاه تو
غلام روسیاه تو
امید من پناه تو

  

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته 
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفته

قبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینم

 

چشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااای

باز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه بارون


نرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتم

وقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت رو


هنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفته

زیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشه


دارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تو

لحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

     

شعر محرم 99

 

 

 عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم


اگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم


دریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکاران

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم


سقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

 

در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

     

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شد


جان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شد


حرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شد


خواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شد


تیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد


پدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسد


خوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

 

شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

جدیدترین شعرهای مداحی محرم 1400

    اشعار محرم کوتاه

هم آیه و هم کتاب می گفت حسین

هم لیلی و هم رباب می گفت حسین

اعضاء و جوارح قتیل ره عشق

در خون خودش خضاب می گفت:حسین

شاعر: رجب جعفری

    شعر عاشورایی کوتاه

این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین

شب های ماتم تو مرا می‌کشد حسین

تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست

سرخی پرچم تو مرا می‌کشد حسین

از لحظه‌ی ورودیه تا آخرین وداع

هر شب ، محرّم تو مرا می‌کشد حسین

هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی

اشک دمادم تو مرا می‌کشد حسین

داغ علی اصغر و عباس و اکبرت

غم‌های اعظم تو مرا می‌کشد حسین

 

از قتلگاه تو چه بگویم؟ حکایتِ

انگشت و خاتم تو مرا می‌کشد حسین

بر نیزه در مقابل چشمان خواهری

گیسوی درهم تو مرا می‌کشد حسین

سالار سر بریده‌ی زینب سرم فدات

هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات

شعر نوحه محرم 1400 | متن مداحی جدید مخصوص محرم 1400

    بردم از کوفه تا شام غوغا         با خودم کربلای غمت را

    حملتُ معی من الکوفه حتى الشام رزیه کربلائک

    بس که خون گریه کردم ز داغت        لاله روییده صحرا به صحرا

    
بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهره التولیب فی کل الصحراء

    آه، از چهل شب غربت / آه، از چهل شب حسرت / آه، از دل بی طاقت

    
آه من غربه أربعین لیله / آه من حسره أربعین لیله / آه من فؤاد لا یصبر

    آه یاحبیبی حسین…

    الضحایا تُحاکِی الضحایا: … صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایا

    قربانیان اسارت همچون قربانیان قتل‌ و کشتار روز عاشورا هستند

    ]و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.

    وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا… وأَغَمَّتْ حیاتی المنایا

    غم‌ها و مصیبت‌ها از دگرگونی رنگ چهره‌ام جان گرفتند

    و مرگ عزیزانم صفای زندگی‌ام را تیره کرده است

    هَدَّتْ قِوایَ السُّرَى … ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا …. وأنتَ فوقَ الثرى

    ]ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین برده

    به دل من صبر بده

    در حالی که تو خود بر روی خاک‌ افتاده‌ای

    (آهٍ … حبیبی حسین)

    آه ای حبیب من ای حسین (ع)

    کربلا شُعلهٌ لیسَ تُطفى …. لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفا

    کربلا شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود

     مولای من، نمی‌توانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنم

    عَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا …. وهو نَبعُ الحیاهِ المُصَفَّى

    طوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد، در حالی که او خود چشمه زلال زندگی است

    یا مُفرَداً حَیرانا …یا من قضى عَطشانا … یا من بقى عُریانا

    ای تنهایی که در کار خدا حیران مانده‌ای … ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی … ای کسی که عریان بر روی خاک افتاده‌ای

    آهٍ…حبیبی حسین…

    آه ای حبیب من ای حسین (ع)

    أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ …. حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِ

    سرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت

     لحظه غروب مهتاب فرا رسیده است

    هَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ….. أربعینٌ مَضَت بالعَذاب

    چهل روزی که با عذاب و سختی سپری شد

    عشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده است

    نَحنُ الأُساری جِئنا …. من بَعدِ أن سُبِینا …. عُدنا فَقُم حَیِّینا

    ما اسیران آمده ایم … پس از اینکه به اسارت درآمدیم

     اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو

جدیدترین شعرهای مداحی محرم 1400

شعر برای محرم 1400

باز در خاطره‌ها، یاد تو ای رهرو عشق


شعله سرکش آزادگی افروخته است

یک جهان، بر تو و بر همت و مردانگی‌ات


از سر شوق و طلب، دیده جان دوخته است

نقش پیکار تو، در صفحه تاریخ جهان


می‌درخشد، چو فروغ سحر از ساحل شب

پرتواش بر همه کس تابد و می‌آموزد


پایداری و وفاداری، در راه طلب

چهر رنگین شفق، می‌دهد از خون تو یاد


که ز جان، بر سر پیمان ازل ریخته شد

راست، چون منظره تابلوی آزادی‌ست


که فروزنده به تالار شب آویخته شد

رسم آزادی و، پیکار حقیقت‌جویی


همه جا، صفحه تابنده آیین تو بود

آنچه بر ملّت اسلام، حیاتی بخشید


جنبش عاطفه و نهضت خونین تو بود

جان به قربان تو ای رهبر آزادی و عشق


که روانت سر تسلیم نیاورد فرود

زان فداکاریِ مردانه و جانبازی پاک


جاودان بر تو و بر عشق و وفای تو درود!

شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی