1 ​ 2 متن جدیدترین مداحی های محرم 1400 (ویژه شهادت سالار شهیدان)

پایگاه تحلیلی و خبری واضح نیوز | News Agency vazehnews

متن جدیدترین مداحی های محرم 1400 (ویژه شهادت سالار شهیدان)

شعر محرم 1400,متن محرم 1400,اشعار محرم 1400,نوحه محرم 1400,مداحی محرم 1400,متن نوحه های محرم,نوحه های ماه محرم,نوحه های ماه محرم | متن مداحی محرم,متن نوحه های ماه محرم,

برای عزاداری و روضه خوانی شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایشان از این مطلب تحت عنوان متن جدیدترین مداحی های محرم ۱۴۰۰ میتوانید استفاده کنید. غزل شهریار به مناسبت عزاداری سالار شهیدان (ع) شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسین روى دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دست مروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین‏ مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از این‏‌ها حرمت کوى منا دارد حسین… او وفاى عهد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیان بی‌وفا…

تبلیغات بنری
برای عزاداری و روضه خوانی شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایشان از این مطلب تحت عنوان متن جدیدترین مداحی های محرم ۱۴۰۰ میتوانید استفاده کنید. غزل شهریار به مناسبت عزاداری سالار شهیدان (ع) شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسین روى دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دست مروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین‏ مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از این‏‌ها حرمت کوى منا دارد حسین… او وفاى عهد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیان بی‌وفا…
متن جدیدترین مداحی های محرم 1400 (ویژه شهادت سالار شهیدان)

برای عزاداری و روضه خوانی شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایشان از این مطلب تحت عنوان متن جدیدترین مداحی های محرم ۱۴۰۰ میتوانید استفاده کنید.


غزل شهریار به مناسبت عزاداری سالار شهیدان (ع)

شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسین

روى دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دست

مروه پشت سر نهاد، امّا صفا دارد حسین‏

مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از این‏‌ها حرمت کوى منا دارد حسین…

او وفاى عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی‌وفا دارد حسین‏…

آب را با دشمنان تشنه قسمت مى‌‏کند

عزّت و آزادگى بین تا کجا دارد حسین‏…

دست آخر کز همه بیگانه شد، دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جاى نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین، گو بیا بنشین به چشم «شهریار»

کاندرین گوشه عزایى بى‏‌ریا دارد حسین

__________________________

 

شعر محمد جواد پرچمی به مناسبت ورود کاروان به کربلا

سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت

دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت

روزی اشک تمام نوکران هم باخودت

واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت

از عزاداران آن آقای عطشانیم ما

رفته رفته نالۀ مظلوم دارد میرسد

مادری با کودکی معصوم دارد میرسد

آه آه خواهری مهموم دارد میرسد

خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد

از غم انگشترش پاره گریبانیم ما

چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب

روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب

جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب

آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب

انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما

 

__________________________

 

غزل مهدی رحیمی به مناسبت ورود کاروان به کربلا

 رنگ عالم شد سیاه

درجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه

تکیه تکیه یاحسین

درغمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه

چونکه بالاتر نداشت

درمیان ماه ها ماه محرم شد سیاه

در مِنا امسال آه

علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه

جلد مانند لباس

بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه

پوست درسینه زنی

سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه

بین این رنگین کمان

دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه

برتن مسلم هم آه

رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه

 

__________________________

 

شعر محسن عرب خالقی به مناسبت ماه محرم

بازدلشوره‌ای افتاده به جانم چه کنم

تندترمیزند آخرضربانم چه کنم

پسرم رفته و چندیست از او بی خبرم

باز هم بی خبری برده امانم چه کنم

آه یا راد یوسف پسرم برگردد

نگرانم نگرانم نگرانم چه کنم

همه ترسم از این است صدایم بزند

دیر خود رابه کنارش برسانم چه کنم

گرگ ها دور وبر یوسف من ریخته اند

پدری پیرم وافتاده جوانم چه کنم

به زمین خورده انار من وصد دانه شده

جمع باید کنم او راو ندانم چه کنم

جگرسوخته ام را زحرم پوشاندم

مانده ام زار که باقد کمانم چه کنم

نفس بده که نفس پای این علم بزنم

 

نفس بده که فقط از حسین دم بزنم

 

سرم فدای قدمهات آرزو دارم

 

که سرنوشت خودم را بخون رقم بزنم

 

سرم هوای تو دارد دلم هوای ضریح

 

چه می شود که سری گوشه ی حرم بزنم

 

کنار سینه زنان چه می شود ارباب

 

میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم

 

هزار حاجتم اما رسیده ام امشب

 

که چشم بر قدم صاحب علم بزنم

 

نفس بده که ز شب تا غروب تاسوعا

 

میان نوحه کنانت دوباره دم بزنم

 

نوحه های ماه محرم 1400 | متن مداحی محرم 1400 

 

لب گودال زمین خورد و به دریا افتاد

 

آنقدر نیزه تنش دید که از پا افتاد

 

سنگ ها از همه سو سمت عمو آمده اند

 

یک نفر در وسط معرکه تنها افتاد

 

بر روی خاک که با صورت خونین آمد

 

تیرها در همه جای بدنش جا افتاد

 

در دهانی که پر از خون شده … بی هیچ خبر

 

نیزه ای آمده و ذکر خدایا افتاد

 

عرق مرگ نشسته است به پیشانی او

 

بر سر سینه کسی آمده با پا افتاد

 

«زیر شمشیر غمش رقص کنان آمده ام»

 

قرعه ی کار به نام من شیدا افتاد

 

«بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند»

 

که چنین پای دم آخرش از پا افتاد

 

بازویم ارثیه ی فاطمه باشد که کبود

 

پیش چشمان پُر از گریه ی بابا افتاد

 

خوب شد مثل پدر مثل عمو عباسم

 

سر ِمن در بغل حضرت آقا افتاد

 

خوب شد کشته شدم ، اهل حسد ننوشتند

 

پسر مرد جمل از شهدا جا افتاد

 

نوحه های ماه محرم | متن مداحی محرم

 

متن نوحه برای محرم 1400 

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

 

کوی دل با کاروان کربلا دارد حسین

 

ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست

 

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

 

می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم

 

بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین

 

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست

 

اشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسین

 

بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب

 

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

 

رخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برند

 

تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین

 

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

 

ور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

 

سروران پروانه گان شمع رخسارش ولی

 

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

 

سربه قاچ زین نهاد این راه پیمای عراق

 

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

 

او وفای عهد را با سرکند سودا ولی

 

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

 

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

 

با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

 

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست

 

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

 

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

 

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

 

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

 

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

 

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشکست وخون

 

دل تماشا کن چه رنگین سینه ما دارد حسین

 

ساز عشقست وبه دل هر زخم پیکان زخمه ای

 

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

 

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

 

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

 

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

 

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

 

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

 

کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین

 

نوحه های ماه محرم | متن مداحی محرم

 

متن نوحه محرم 1400 

تسلیت ای یاران ماه محرّم شد

ماه محرّم شد

بـزم عزاداران حلقه مـاتم شد

حلقه ماتم شد

جبریل امین سینه زده جامه دریده

خون جگر فاطمه از دیـده چکیده

ماه عزا آمد (۲)

 

 

 

گریه کن ای دیده مـاه عزاداری است

ماه عزاداری است

درهمــۀ عــالم خون‌حسین جاری است

‌خون‌حسین‌جاری است

بر پـا شده در مـاه عـزا شور قیامت

زین ماتم عظمی سر مهدی به سلامت

ماه عزا آمد (۲)

 

 

 

جنّ و ملک بـا هم گریه کنید امشب

گریه کنید امشب

در مهِ خون گردد خون به دل زینب

خون به دل زینب

این ماه به خون خفتن هفتاد و دو یار است

از خـون همـه دشت بـلا باغ و بهار است

ماه عزا آمد (۲)

 

 

 

ارض و سما شــورِ روز جزا دارند

روز جزا دارند

فــاطمه و حیــدر هر دو عزا دارند

هر دو عزا دارند

آید به سوی کرب و بلا از دل صحرا

بـا خیـل بنی‌هـاشمیان یوسف زهرا

ماه عزا آمد (۲)

 

 

 

در مه خون سقا نقش زمین گردد

نقش زمین گردد

غرقه به خون ماه ام‌بنین گردد

ام‌بنین گردد

در مـاه عـزا کـس نکنـد یـاری زینب

خون گریه کن ای دل به عزاداری زینب

ماه عزا آمد (۲)

 

 

 

این مه خون ماه شیون‌ و واویلاست

شیون و واویلاست

در یم خون پرپر دسته گل لیلاست

دسته گل لیلاست

زینب زند از داغ علی بر سر و سینه

ریـزد بـه روی پیکر او اشک سکینه

ماه عزا آمد (۲)

 

شهر کوفه یا حسین وادی درد و بلاست

پذیرایی کردن از مهموناش با نیزه هاست

توی این شهر ستم مردی پیدا نمی شه

تا غریب و نکشن عقده شون وا نمیشه

کوچه کوچه میرم و دم از عشقت میزنم

شده ذکر لب من به فدات جون و تنم

(یا حبیبی یا حسین)

 

 

 

من که سردار توأم سردار سر من

توی این شهر نشده هیچ کسی یاور من

مسلمت تنها شده بین این شهر بلا

تو رو جون خواهرت یا حسین کوفه میا

مردم اینجا به من میزنن زخم زبون

پره سنگ و آتیشه میون دامناشون

(یا حبیبی یا حسین)

 

 

 

نیمه ی شب شده و سر رو دیوار می زارم

بین کوچه های شهر من پناهی ندارم

دل مردم پره از بی وفایی ای حسین

متاع چشماشونه بی حیایی ای حسین

نیا که غرق عطش طفل شیر خواره میشه

گوشواره ی دخترت با گوشش پاره میشه

(یا حبیبی یا حسین)