1 ​ 2 مجموعه اشعار حضرت ابوالفضل عباس (ع) + شعر و نوحه در وصف حضرت عباس

واضح | پورتال خبری و سبک زندگی

مجموعه اشعار حضرت ابوالفضل عباس (ع) + شعر و نوحه در وصف حضرت عباس

شعر در مورد حضرت عباس,شعر نوحه حضرت ابوالفضل,شعر نوحه,شعر مداحی,متن نوحه حضرت عباس,شعر شهادت حضرت عباس,دوبیتی روضه حضرت عباس,شعر غیرت ابوالفضل,شعر تک بیتی حضرت عباس,دوبیتی توسل به حضرت عباس,اشعار مداحی حضرت ابوالفضل العباس,

شعر و نوحه در مورد حضرت عباس در محرم / متن اشعار مناجات با حضرت ابوالفضل / دوبیتی روضه حضرت عباس/اشعار مدح حضرت عباس در این بخش مجموعه ای از اشعار بلند، نوحه و مداحی در وصف حضرت ابوالفضل عباس (ع) و شهادت آن حضرت در روز تاسوعا را آماده کرده ایم. وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده ‌ای یا اخا گفتی…

تبلیغات بنری
شعر و نوحه در مورد حضرت عباس در محرم / متن اشعار مناجات با حضرت ابوالفضل / دوبیتی روضه حضرت عباس/اشعار مدح حضرت عباس در این بخش مجموعه ای از اشعار بلند، نوحه و مداحی در وصف حضرت ابوالفضل عباس (ع) و شهادت آن حضرت در روز تاسوعا را آماده کرده ایم. وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده ‌ای یا اخا گفتی…
مجموعه اشعار حضرت ابوالفضل عباس (ع) + شعر و نوحه در وصف حضرت عباس

شعر و نوحه در مورد حضرت عباس در محرم / متن اشعار مناجات با حضرت ابوالفضل / دوبیتی روضه حضرت عباس/اشعار مدح حضرت عباس

در این بخش مجموعه ای از اشعار بلند، نوحه و مداحی در وصف حضرت ابوالفضل عباس (ع) و شهادت آن حضرت در روز تاسوعا را آماده کرده ایم.

شعر نوحه حضرت ابوالفضل العباس، اشعار مداحی حضرت عباس علیه السلام

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای

خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای

آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد

بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای

به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند

یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده ‌ای

یا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت

کمر خم شده را غرق تماشا شده ‌ای

منم و داغ تو و این کمر بشکسته

توئی و ضربه‌ای و فرق ز هم وا شده‌ ای

سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی

کمی هم فکر خودت باش ببین تا شده ‌ای

مانده‌ام با تن پاشیده‌ات آخر چه کنم؟

ای علمدار حرم مثل معما شده ‌ای

مادرت آمده یا مادر من آمده است

با چنین حال به پای چه کسی پا شده ‌ای

تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود

در شگفتم که در این قبر چرا جا شده ‌ای

(علی اکبر لطیفیان)

شعر نوحه و دوبیتی رجزخوانی حضرت ابوالفضل العباس عباس

♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️

نام سقا دیده ها را خوب گریان می کند

دیده ی پر اشک را سقا چراغان می کند

او بُود باب الحسین ذُخر الحسین عبد الحسین

عالمی را بر در ارباب مهمان می کند

هر که می گوید حسین آغوش بگشاید بر او

بر دل سینه زنان لطف فراوان می کند

دست داده تا بگیرد دست هر افتاده را

این اباالفضل است بر ما لطف و احسان می کند

” خلق می دانند در بهدار ی قرب حسین

دردها را بیشتر عباس درمان می کند”

مادرش ام البنبن هم ضامن عشاق اوست

در قیامت شیعیان را شاد و خندان می کند

دست او بر دست زهرا روز محشر دیدنی ست

دست او مشکل گشایی از محبان می کند

پیش او از معجر زینب سخن گفتن خطاست

این سخن عباس را زار و پریشان می کند

سی شب ماه محرم باید از عباس گفت

گفتن از او لطف مهدی را نمایان می کند

(جواد حیدری)

نوحه و شعر و مداحی شاعار حضرت عباس

♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️

از خواهش لبهای او بی تاب شد آب
از شرم آن چشمان آبی آب شد آب

وقتی که خم شد نخل‌ها یکباره دیدند
لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آب

آنقدر بر بانوی دریا سجده می‌کرد
تا در قنوت آخرش محراب شد آب

زیباترین طرح خدا بر پرده‌ها رفت
وقتی میان دستهایش قاب شد آب

یک لحظه با او بود اما تا همیشه
از چشمهای تشنه‌اش سیراب شد آب

آن تیرها، شمشیرها بارید و بارید
توفان گرفت و گرد او گرداب شد آب

تیر آمد و … از حسرت مشکی که می‌مرد
مرداب شد، مرداب شد، مرداب شد آب

(قاسم صرافان)

♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️

به نام آب، به نام فرات نام شما

من آفریده شدم که کنم سلام شما

نوشته‌اند به روی جبین ما دو نفر

شما غلام حسین و منم غلام شما

خوشا به حال پرو بال این کبوترها

گهی به بام حسین و گهی به بام شما

تو آن همیشه امامی و ما همان مأموم

به قامتی که گرفتیم با قیام شما

تو ماه بودی و نزدیک آبها که شدی

تمام علقمه پا شد به احترام شما

هزار باده، هزاران پیاله می روئید

همینکه تیر رسید و شکست جام شما

همینکه ناله‌ی ادراک اخایتان پیچید

شکست قامت طوبائی امام شما

مسیر علقمه را بوی انکسار گرفت

چه حس بی رمقی بود در کلام شما

به حال و روز بلندای تو چه آوردند

تمام علقمه پر گشته

♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️