1 ​ 2 گفتگو با یک مادر قاتل در زندان زنان (قتل کودک 3 ساله بدست نامادری در شهریار)

پایگاه تحلیلی و خبری واضح نیوز | News Agency vazehnews

گفتگو با یک مادر قاتل در زندان زنان (قتل کودک 3 ساله بدست نامادری در شهریار)

قتل,زندان زنان در شهریار تهران,قتل کودک توسط مادر,نا مادری,

قتل کودک سه ساله به دست نامادری،مهر اتهام سنگینی است که روی پرونده سمیرای 32 ساله خورده است و با صدور حکم قصاص برای سمیرا،او با شرط اولیای دم تا آزادی تنها 100 میلیون تومان فاصله دارد. . قتل کودک سه ساله در شهریار از سه سال قبل در جریان رسیدگی قضایی قرار گرفت.در این پرونده قتل کودک دختری به نام باران در خانه شان از راه پله های خانه پرتاب شده بود که بررسی های پلیسی حکایت از آن داشت که نامادر باران مسبب این فاجعه بوده و این زن به نام سمیرا به عنوان اولین متهم قتل کودک بازداشت شد.سمیرا هرگز اتهام قتل…

تبلیغات بنری
قتل کودک سه ساله به دست نامادری،مهر اتهام سنگینی است که روی پرونده سمیرای 32 ساله خورده است و با صدور حکم قصاص برای سمیرا،او با شرط اولیای دم تا آزادی تنها 100 میلیون تومان فاصله دارد. . قتل کودک سه ساله در شهریار از سه سال قبل در جریان رسیدگی قضایی قرار گرفت.در این پرونده قتل کودک دختری به نام باران در خانه شان از راه پله های خانه پرتاب شده بود که بررسی های پلیسی حکایت از آن داشت که نامادر باران مسبب این فاجعه بوده و این زن به نام سمیرا به عنوان اولین متهم قتل کودک بازداشت شد.سمیرا هرگز اتهام قتل…
گفتگو با یک مادر قاتل در زندان زنان (قتل کودک 3 ساله بدست نامادری در شهریار)

قتل کودک سه ساله به دست نامادری،مهر اتهام سنگینی است که روی پرونده سمیرای 32 ساله خورده است و با صدور حکم قصاص برای سمیرا،او با شرط اولیای دم تا آزادی تنها 100 میلیون تومان فاصله دارد. .

قتل کودک سه ساله در شهریار از سه سال قبل در جریان رسیدگی قضایی قرار گرفت.در این پرونده قتل کودک دختری به نام باران در خانه شان از راه پله های خانه پرتاب شده بود که بررسی های پلیسی حکایت از آن داشت که نامادر باران مسبب این فاجعه بوده و این زن به نام سمیرا به عنوان اولین متهم قتل کودک بازداشت شد.سمیرا هرگز اتهام قتل کودک را نپذیرفت اما دادگاه کیفری با استناد به ادله و مستندات سمیرا را به اتهام قتل کودک به قصاص محکوم کرد.

 

32 سال بیشتر ندارد.نامش سمیراست و در واحد اشتغال ندامتگاه زنان استان تهران در قسمت آموزش ساخت زیور آلات دوره گذرانده و حالا با درست کردن زیور آلات و فروش آن،درآمد کسب می کند.

 

در واحد اشتغال زندان زنان،مددجویان می توانند برای شرکت در دوره های آموزشی شرکت کنند و به صورت رایگان حرفه ای یاد بگیرند.بعد وسایل مورد برای تولید مورد نظر را در اختیارشان قرار می گیرد و آنها می توانند مشغول به کار شوند.گاهی از سود فروش هزینه وسایل اولیه را به زندان برمی گردانند و گاهی هم در طرح های تشویقی برای ایجاد انگیزه در زندانیان،هزینه وسایل اولیه هم از آنها گرفته نمی شود.

 

سمیرا یکی از کسانی است که از سه سال قبل وقتی وارد زندان شد در واحد اشتغال زندان زنان ساخت زیور آلات را آموزش دید و حالا مدتی است از این راه کسب درآمد می کند.

 

اتهام او قتل است.قتل دخترکی به نام باران که سمیرا نامادری اش بود.

 

ماجرای قتل کودک به نام باران در شهریار چه بود؟

از خودت بگو.چه شد سر و کار سمیرا به زندان افتاد؟

 

همه بدبختی های من از وقتی شروع شد که شوهر اولم فوت کرد.شوهر خدا بیامرزم کارگر بود و سر زمین های کشاورزی مردم کار می کرد.فامیل دور مادرم بود.وقتی به خواستگاری ام آمد ما ساکن شهریار بودیم و آنها در یکی از روستاهای همدان زندگی می کردند.مرد سالمی بود و با اینکه وضع مالی خوبی نداشت اماغیرت کار داشت.یک موتورگازی داشت که با آن سر زمین کشاورزی می رفت.یک روز با همان موتور در جاده زمین خورد و ضربه مغزی شد و چند ساعت بعد فوت کرد.آن زمان پسرم سه ساله بود.

 

راهی نداشتم جز اینکه برای گذراندن زندگی خودم و پسرم کار کنم.برای همین به خانه پدرم در شهریار برگشتم و کار چرخ کاری پیدا کردم.در یک دوزندگی شلوار لی بچه گانه کار می کردم و خرجمان را در می آوردم.تا وقتی که پسرم 10 ساله شد ازدواج نکردم.

 

چطور با پدر باران آشنا شدی؟

 

عمه باران همسایه مادرم بود.یک روز به خواستگاری من آمد و گفت همسر برادرش طلاق گرفته و دنبال زنی هستند که برای فرزندان برادرش مادری کند.آن روز به من گفت برادرش دو فرزند دارد،یک پسر هم سن پسر خودم و یک دختر سه ساله که با مادرش در یکی از شهرهای شمالی زندگی می کند.پدر باران اهل دود و دم نبود.راننده لیفتراک بود و انسانی زحمتکش است.با خودم فکر کردم چون هر دو پسری هم سن داریم،موقعیتمان به هم شبیه است.برای همین قبول کردم با او ازدواج کنم اما بعد از ازدواج همه چیز عوض شد.

 

یعنی چطور شد؟

 

پدرشوهر سابق وقتی متوجه شد در حال ازدواج هستم،پسرم را از من گرفت.از طرفی وقتی مادر باران متوجه شد که پدرش زن گرفته است،همان روز عقد ما،باران را با دم پایی پلاستیک به مراسم ما آورد و گفت دیگر نمی تواند از فرزندش نگهداری کند.برای همین من ماندم و دلتنگی برای پسر خودم، و باران و برادرش که باید از آنها مراقبت می کردم.

 

از روز قتل بگو.

 

من قتل را قبول ندارم.آن روز می خواستیم به خرید برویم.باران لب پله ها رفت و یکدفعه پایش سر خورد و پایین افتاد.سریع او را به بیمارستان رساندیم اما تمام کرد.

 

اگر قتل را قبول نکردی پس چه شد متهم به قتل شدی؟

 

ماموران می گفتند شتاب پرتاب شدن باران مشکوک است و مشخص است کسی او را هول داده است.برادر باران هم گفته بود که سمیرا،باران را هول داد.از طرفی همسایه هم در تحقیقات گفته بودند من همیشه با بچه ها دعوا و بدرفتاری می کردم و آنها را کتک می زدم.

 

یعنی کارآگاهان جنایی به این نتیجه رسیدند که باران با شتاب هول دادن از سوی فرد دیگر پرتاب شده بود؟

 

بله.