تبلیغات بنری
شیوع ویروس کرونا در سراسر جهان، علاوه بر تغییر روندهای اجتماعی و اقتصادی، به گفته کارشناسان، دورنمای مبهمی را بر آینده مناسبات سیاسی در کشورها به همراه داشته است.   طبق برآوردهای صورت گرفته علاوه بر اینکه نیمی از مردم جهان در قرنطینه به سر می‌برند، روابط اجتماعی و فردی نیز در سایه این همه‌گیری جهانی تحت تاثیر قرار گرفته است. از سوی دیگر با آغاز رکود اقتصادی به خصوص در کشورهای توسعه یافته که گفته می‌شود عمیق‌ترین رکود در یکصد سال گذشته خواهد بود، فعل و انفعالاتی سیاسی در…
کرونا روی صندلی سیاست

شیوع ویروس کرونا در سراسر جهان، علاوه بر تغییر روندهای اجتماعی و اقتصادی، به گفته کارشناسان، دورنمای مبهمی را بر آینده مناسبات سیاسی در کشورها به همراه داشته است.

 

طبق برآوردهای صورت گرفته علاوه بر اینکه نیمی از مردم جهان در قرنطینه به سر می‌برند، روابط اجتماعی و فردی نیز در سایه این همه‌گیری جهانی تحت تاثیر قرار گرفته است. از سوی دیگر با آغاز رکود اقتصادی به خصوص در کشورهای توسعه یافته که گفته می‌شود عمیق‌ترین رکود در یکصد سال گذشته خواهد بود، فعل و انفعالاتی سیاسی در جریان است که نشان می‌دهد رهبران کشورهای مختلف سعی دارند با نادیده گرفتن تحولات اخیر، به مانند گذشته در جهت بهره‌برداری‌های شخصی و جناجی از این وضعیت پیش‌آمده نهایت استفاده را ببرند. به قول باربارا تاکمن نویسنده کتاب مشهور تاریخ بی خردی: با وجود تمامی پیشرفت‌های بشری در تمامی زمینه‌ها، پیروی حکومت‌ها از سیاست‌های مغایر با واقعیت یا منافع خویش یکی از پدیده‌های مشهود سراسر تاریخ صرف نظر از زمان و مکان است. به گفته جان ادامز دومین رئیس‌جمهوری آمریکا، در حالی که انسان در همه علوم دیگر پیشرفت داتشته است، علم حکومت متوقف مانده و امروزه بهتر از سه یا چهار هزار سال پیش اعمال نمی‌شود.

 

هشدار اروپا به اوربان

 

در حالی کارشناسان معتقدند شیوع ویروس کرونا به واسطه فرامرزی بودن آن، تبعاتش تازه پس از مهار این همه‌گیری مشخص خواهد شد و تقریباً اکثر برآوردها حاکی از الزام حکومت‌ها به تغییر و تحولات بنیادین در تمامی زمینه‌ها خواهد بود، از هم اکنون زمزمه‌های سیاسی برخی رهبران بین‌المللی بیانگر عزم راسخ آنها در جهت بهره‌برداری در جهت تحکیم قدرت و یا استفاده از این وضعیت برای پیروزی در انتخابات آتی است.

 

در این رابطه شی جین پینگ رئیس‌جمهوری چین با مهار این ویروس و گزار از چالش کرونا، علاوه بر نمایش قدرت جهانی خود، موضوعاتی از قبیل اعتراضات به نحوه مدیریت این بیماری و نیز مخالفت‌ها در هنگ‌کنگ را در حاشیه قرار داده است. ویکتور اوربان نخست وزیر افراطی مجارستان از این فرصت استفاده کرده تا تمدید شرایط فوق‌العاده را همچنان در دست داشته باشد تا بتواند از کرونا به عنوان اهرمی در جهت تحکیم دولت محافظه‌کار و دست راستی خود استفاده کند؛ امری که سبب واکنش شدید اتحادیه اروپا شده است به طوری‌که آلمان و دوازده عضو دیگر اتحادیه اروپا نگرانی خود را از این خطر ابراز کرده‌اند که محدودیت‌ها و اقدامات اضطراری که در ارتباط با بحران کرونا اتخاذ می‌شوند، ممکن است قانون‌مندی، دموکراسی و ارزش‌های بنیادین حقوق‌بشری را نقض کنند.

 

از طرف دیگر در حالی که گفتمان برخی دیگر از رهبران مانند رئیس‌جمهوری ایتالیا که می‌گوید اکنون زمان‌ فدا شدن مسئولان برای مردم است به سمت همدلی و شعارهای عوام پسند میل کرده است، برخی دیگر سعی دارند با نشان دادن اقتدار دولتی برای مهار ویروس کرونا، عملاً و علناً از فرصت پیش آمده برای خاموش کردن مخالفان، تهدید رقبا و نیز تحکیم نظام حامی پروری استفاده کنند. در چنین شرایطی شاهد هستیم که حتی در بریتانیا نیز رقابت میان حزب محافظه کار و حزب کارگر بیشتر بر سر بهره‌گیری از فضای این بیماری در جهت جبران ناکامی‌های گذشته است.

 

حزب کارگر به دنبال برگ انتخاباتی کرونا

 

هفته قبل در حالی جرمی کوربین رهبر حزب کارگر جای خود را به «کر استارمر» داد که حزب کارگر به رهبری جرمی کوربین در طول پنج سال گذشته موفق به پیروزی در هیچ کدام از انتخابات پارلمانی نشده و در حالی که محافظه‌کاران بیش از سه سال درگیر نبرد سخت با مسئله خروج از اتحادیه اروپا بودند و لندن بی‌سابقه‌ترین انسداد سیاسی خود را پس از جنگ جهانی دوم تجربه می‌کرد، به هیچ عنوان نتوانستند از فرصت ایجاد شده برای بهره‌مندی از شرایط موجود استفاده کنند. به همین دلیل حالا استارمر با تشکیل دولت در سایه خود سعی دارد از این فضای به وجود آمده در جهت رفع ناکامی‌های قبلی استفاده کند، اما برخی از طرفداران حزب کارگر از همین ابتدای کار به او انتقاد می‌کنند که لحن وی جهت محکوم کردن سیاست‌های دولت جانسون برای مهار کرونا و نیز وعده‌های اقتصادی و اجتماعی چشم‌گیر به مردم به هیچ عنوان امیدوارکننده نبوده و به همین دلیل است که از هم اکنون در حال فشار آوردن بر روی رهبر جدید حزب هستند.

 

خیانت سیاسی در سرزمین‌های اشغالی

 

این مسئله در سرزمین‌های اشغالی نیز در جریان است. سه انتخابات گذشته در اسرائیل همچنان حاکی از تداوم بن‌بست و انسداد سیاسی است و در حالی که اکنون بنی گانتس مسئول تشکیل کابینه شده و نتانیاهو نیز به واسطه فساد مالی در راه دادگاه به سر می‌برد، شیوع ویروس کرونا رنگ و بویی دیگر به جدال سیاسی اسرائیل داده است.

 

طبق گزارش‌های منتشرشده هر چند گانتس و نتانیاهو توافقی ضمنی در جهت تشکیل کابینه ائتلافی داشته‌اند، اما همچنان این مذاکرات راه به جایی نبرده و جدال سیاسی میان گروه‌های مختلف اسرائیلی در جریان است؛ به طوری‌که ناظران از این جدال سیاسی به عنوان خیانت به رقبا یاد کرده و تصریح می‌کنند که با توجه احتمال برگزاری مجدد انتخابات هر دو طرف سعی دارند از شرایط به وجود آمده و هراس عمومی به واسطه شیوع کرونا بهره‌برداری سیاسی و حزبی کنند. این شرایط اکنون به جایی رسیده که در این میان بن آرتسی نوه اسحاق رابین، نخست‌وزیر اسبق اسرائیل با انتشار پیامی در صفحه توئیتر خود با اشاره شکست مذاکرات برای تشکیل دولت ائتلافی، آرزو کرده که نتانیاهو به کرونا مبتلا شود و در بیمارستان بمیرد!

 

تمام اهرم‌های ترامپ برای انتخابات ریاست‌جمهوری

 

اما شاید مهم‌ترین تاثیر ویروس کرونا بر انتخابات و فرآیندهای سیاسی در کوتاه مدت به ایالات متحده آمریکا باز گردد؛ جایی که به واسطه همه‌گیری و شرایط دشوار کرونا، تغییرات مهمی در سپهر سیاسی این کشور در حال صورت گرفتن است. کرونا در آمریکا سبب شده تا بخش مهمی از دستاوردهای اقتصادی ترامپ مانند رشد اقتصادی و کاهش بیکاری به یکباره از بین برود؛ موضوعی که به گفته ناظران برگ برنده او در انتخابات آبان ماه امسال بوده است.

 

در این رابطه خبرگزاری یورو نیوز همزمان با اینکه آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل هشدار داده که آمریکا از کرونا بهره‌برداری سیاسی نکند، اخیراً در گزارشی با عنوان معمای پیش روی ترامپ در سال انتخابات آورده است: ترامپ، این روزها از یک سو شاهد رشد نرخ بیکاری در این کشور است و از سوی دیگر، با افزایش تعداد بیمارانی که هر روز در ایالات متحده جان خود را بر اثر ابتلا به ویروس جدید کرونا از دست می دهند روبه‌رو است. رشد نرخ بیکاری در آمریکا و افزایش شمار جان باختگان بر اثر ابتلا به نوع جدید ویروس کرونا شاید در ظاهر با یکدیگر ارتباط چندانی نداشته باشند، اما این دو مولفه طی هفته های آینده تصمیم‌گیری در مورد بازگشایی یا ادامه تعطیلی فعالیت اقتصادی در آمریکا را برای دونالد ترامپ پیچیده‌تر خواهد کرد.

 

رئیس‌جمهوری ایالات متحده به دنبال از سرگیری هر چه سریعتر فعالیت اقتصادی در این کشور است تا از تشدید رکود اقتصادی پیش رو در سال انتخابات ریاست جمهوری جلوگیری کند. با این حال او باید بتواند بین این خواسته خود و مقابله با ویروس مرگبار کرونا توازنی پیدا کند. دونالد ترامپ اگر تصمیم بگیرد تا زندگی آمریکایی ها را به حالت عادی بازگرداند در عمل این خطر را پذیرفته است که شمار مبتلایان و بالطبع تعداد جان باختگان بر اثر ابتلا به بیماری کرونا افزایش یابد. از سوی دیگر داده های وزارت کار آمریکا نشان می‌دهد که طی هفته گذشته شش میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در این کشور درخواست دریافت بیمه بیکاری کرده و در مجموع نزدیک به ۱۷ میلیون نفر (۱۱ درصد از نیروی کار) طی سه هفته گذشته در ایلات متحده برای دریافت حق بیمه بیکاری ثبت نام کرده‌اند.

 

این ارقام شاید تنها با بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ و دهه ۱۹۳۰ میلادی قابل مقایسه باشد. دونالد ترامپ که تا چند هفته پیش قصد داشت تبلیغ در مورد وضعیت خوب اقتصادی و آمار پایین بیماران را محور اصلی کارزار انتخاباتی خود قرار دهد، به گفته کارشناسان اقتصادی، احتمالا ماه آینده با نرخ بیکاری ۱۵ درصدی در آمریکا مواجه خواهد شد. رئیس‌جمهوری آمریکا به این ترتیب احتمالا از سوی مشاوران اقتصادی و سیاسی خود تحت فشار قرار خواهد گرفت تا با صدور اجازه از سرگیری فعالیت های اقتصادی از آسیب های عمیقتر به اقتصاد ایالات متحده جلوگیری کند. اما لغو توصیه‌ها برای رعایت فاصله گذاری اجتماعی می تواند باعث شود که آمریکا با موج دوم شیوع ویروس جدید کرونا روبرو شود که این امر می‌تواند تاثیرات قابل ملاحظه‌ای در سبد آرای او در انتخابات پیش رو باشد.

 

به همین دلیل است که از هم اکنون شاهد تحرکات دیگری از سوی دولت آمریکا برای جبران این موضوع هستیم. اقداماتی مانند تحرکات نظامی در عراق که بار دیگر خطر جنگ در منطقه را افزایش داده و نیز دامن زدن به اختلافات اقتصادی. طی گزارشی که چند هفته قبل فارین افرز منتشر کرده است، دولت آمریکا شیوع کرونا و ضررهای اقتصادی آن را از جمله مخاطرات و مضرات جهانی سازی اعلام و برخی کارشناسان آمریکایی تاکید کرده‌اند که این موضوع نشان می‌دهد که ما باید ضمن درس گرفتن از امروز، برای پیشگیری از شرایط مشابه آتی، برنامه‌ای جامع برای تقویت داخلی و عدم وابستگی‌های جهانی داشته باشیم.

 

تمامی این شواهد، بیانگر گردش در به روی پاشنه سابق است. جایی که رهبران جهانی و نظام‌های سیاسی قرار است دوباره ثابت کنند که به جای درس گرفتن از وقایع و نزدیک کردن امر واقع به امر واقعی، همچنان درگیر پیروی از سیاست‌های مغایر با منافع خود و ملت‌هایشان هستند. هر چند این موضوع به تناوب در سراسر تاریخ سیاسی جریان داشته، اما شاید نزدیک‌ترین نمونه فدا کردن واقعیت و منافع به پیروزی در انتخابات به سال دهه 1960 میلادی در ایالات متحده باز گردد. جایی که با تمامی درس‌های بیست سال قبل آمریکا در ویتنام، چون لیندن جانسون انتخابات ریاست‌جمهوری را در پیش رو داشت و رقیب وی «بری گولدواتر» جنگ طلب بود، همزمان با اینکه نغمه صلح سر می‌داد، توان روبرویی با واقعیت از ترس اینکه مهر شکست در ویتنام بر پیشانی‌اش ثبت شود را نداشت. به همین دلیل بود که گونار میردال اقتصاددان و سیاستمدار سوئدی پس از بیست سال مطالعه در خصوص انکار شواهد و پیگیری بی‌خردی در نظام‌های سیاسی نتیجه گرفت: در مقایسه با سیاست داخلی، تصمیم‌های سیاست خارجی به طور کلی خیلی بیبشتر تحت تاثیر انگیزه‌های غیرمنطقی قرار می‌گیرد.